وقتی با یک گذار و تغییر فاز روبرو هستیم نمیتوان آن را نفی کرد.بلکه باید مواجه شد،چیستی و ضرورتهایش را فهمید و تصمیمی درست اتخاذ کرد.
به نظر میرسد عمده مشکلات ما در مواجه با مسائل در تمام زمینه ها مواجه ی بنائی است در حالی که عقیده من بر این است که اگر چنانچه مشکلی بروز میکند-که طبیعی روزگار بروز مشکلات است-باید مبنا را بررسی کرد و درست نمود.
مثال معروف در این باب مثال مسکن و درمان است.
پر واضح است سردرد ناشی از مشکل مغزی حاد را با مسکن دوا نمیکنند بسا اینکه برای تشخیص دقیق پزشکان منع مسکن نیز تجویز کنند.
برخورد ما با مشکلات نیز همچنین باید باشد.اما متاسفانه دقیقا عکس این است.مثلا اگر در جایی مشکلی بروز پیدا کند اولین اقدام-با ذکر بهانه های مختلف-اقدام مسکنی و نه درمان قطعی میباشد.
عمده مشکلات ما مسأله شناخت است.یکی از بحث برانگیزترین مباحث که در طی قرون نظرات مختلف را برانگیخته مبحث مهم شناخت شناسی یا اپیستمولوژی یا معرفت شناسی میباشد.
اینکه ما شناختِ شناخت را و چگونگی آن را منوط به چه نحله فکری و ممشای روشی میدانیم قطعا کمک به سزایی در حل مسائل میکند.
البته باید عنوان شود که این مختصر اصلا بحث شناخت شناسی نخواهد بود و این تنها اشاره ای به اهمیت موضوع بود.
به عقیده من شروع حل مشکلات از روش نیست از مبناست.این بیان نیم خطی چکیده همه آنچه است که من در باب مواجه با مشکلات یافته ام.
اینکه من در جامعه دچار مشکلات رفتاری در مناسبات اجتماعی هستم یا فرزندم را نتوانستم آنطور که شایسته است تربیت کنم یا اینکه با همسرم مشکل دارم تا برسد به اینجا که در ساخت تفکر نمیتوانم حرفی بزنم یا اگر هنرمندم نمیتوانم ارتباط موثری برقرار کنم نباید صاف بروم سراغ روشهای نوین مثلا روان شناسی! نه،این راهی نیست که باید طی شود.
باید مبنا را درست فهمید و نسبت به آن عمل کرد.
در باب هنر به معنای اعم نیز همینطور است.
نقاشی،شعر،سینما،مجسمه سازی و هر چه نام هنر بر آن اطلاق میشود اگر چنانچه مسائلش مبنایی فهمیده نشود آثار شوم و نابهنجاری به همراه خواهد داشت آنگاه است که هنر آنچه در ناخوداگاه انسان شرقی علی الخصوص فرد ایرانی باید آرامش بخش باشد تبدیل به یک ضد میشود و تمامی زندگی اش را تحت شعاع قرار میدهد.
بعد از مدرنیته با شروع جریان ضد آن یعنی پسامدرن(پست مدرن) هنر با یک تغییر مبنا روبرو شد.دیگر خبری از تغییر روش نبود بحث اصلی تغییر مبنا بود.ضد روش بودن خصیصه اصلی پست مدرن در ان دوره بود،چندمعنایی،عدم توجه به روش،حذف زواید و. ویژگی های عصر پست مدرن است.
تاکید میشود اینها تنها اشاره است و اگر فرصت بود شرح و تفصیل بسیار می آمد لکن زمان محدود است و قلم نارس.
بای نحو اینکه اگر شاخصه هنر مدرن را در نظر نگیریم ناخوداگاه وارد زمینی میشویم که با هر قدم یک مین زیر پای ما منفجر خواهد شد و آنگاه است که یک لشکر در زمینی محدود از بین خواهند رفت.
هنر امروز که میراث خور پست مدرن است متعلق به سرمایه است نه سرمایه دار،پول میگیرد تا آنطور که سرمایه رشد میکند بسازد،بنویسد،نقش بزند.
حتی سرمایه دار نیز خود در خدمت سرمایه است.این خصیصه عصر جدید است.البته معتقدم اصلا معاصرت،عینیت همگانی نخواهد داشت.من معاصر لیبرالیسم هستم اما لیبرال نیستم.من پست مدرن را درک کرده ام اما از اهالی آن نیستم.
اما جریان غالب چیست؟ جریان غالب هنر همان است که پیشتر کوتاه ذکر شد.
هنر امروز یک صنعت است.صنعت مبتنی بر سود و ضرر است.سود و ضرر تابع زمان و مکان است.و زمان و مکان امر نسبی! امر نسبی یعنی چه؟ یعنی در زمانی خاص و در مکانی خاص سود چیزی است که در مکان دیگر و زمان دیگر سود در آن نیست.
همین کافیست که ما در دامن اصالت سود خودمان را واگذار کنیم برای یک مشت دلار!
اما این پایان راه نیست که اگر این بود مسأله به قدر امروز حاد نبود.ادامه تلخ این جریان اینجاست که قداست ابزار میشود.(حال این خود بحث مفصلی است که آیا هنر میتواند در مسیر درست قداست را عنوان کند یا خیر)وقتی قداست ابزار شد تناقض رخ مینماید.
این همان شناخت شناخت است که در ابتدا آمد.
بازیگر،نویسنده،نقاش،کمدین،مجسمه ساز که در دامن اصالت سود است ناگزیر از اتفاقات این چنینی است.اما به عقیده من به او حرجی نیست.چون او این را انتخاب کرده است.انتخاب کرده هنرش صنعت بشود تا خدمتگزار سرمایه باشد.اما نقطه مقابل است که باید متوجه موضوع بشود.آنگاه است که دیگر نه با هیجانات هنرمندصنعتی شاد می شود و نه با مغالطات و تناقضاتش افسوس میخورد و ناراحت میشود.
به تعبیر مرحوم حائری :"استعمار یعنی تعطیل فکر. نه به آن معنا که اجازه ندهد شما فکر کنید، بلکه به آن معنا که فرصت ندهد شما فکر کنید.استعمار نو، استعمار رسیدن به جواب قبل از رسیدن به سوال است."(تعلق،ایت الله حائری)
این تعبیر دقیق نشان میدهد چرا باید قبل از داشتن،دانست.
هنر ,مشکلات ,یک ,مدرن ,سود ,سرمایه ,است که ,که در ,پست مدرن ,عقیده من ,است و


درباره این سایت